در سال ۱۳۸۱، پروژه یوزپلنگ آسیایی در ایران بین سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان ملل متحد امضاء شد و در سال ۱۳۸۲ کارشناسان بین المللی دوربینهای تلهای را برای کمک به این پروژه به ایران آوردند. استفاده از این ابزار احتیاج به یک برنامه ریزی داشت تا بتوان با پوشش دادن کامل مناطق به عددهای نزدیک به واقعیت درباره جمعیت یوزپلنگ برسیم. اما با توجه به اینکه وسعت زیستگاه یوزپلنگ در ایران حدود شش میلیون هکتار است و در ابتدای پروژه فقط صد و پنجاه دوربین تلهای در ایران وجود داشت، عملا خیلی مشکل بود که بتوان یک تخمین نزدیک به واقعیت از جمعیت یوزپلنگ داشت.
در سالهای اول پروژه، پژوهشگران از دوربینهای تلهای به صورت سیستماتیک استفاده نمیکردند و فقط این دوربینها را در مناطق مختلف ایران پخش کردند تا مطالعهای درباره حضور و عدم حضور یوزپلنگ در زیستگاههای کشور انجام دهند. برای مدیران پروژه در آن زمان، پاسخ دادن به این سوال مهم بود که در کدام یک از زیستگاههای ایران هنوز یوزپلنگ باقی مانده است. بنابراین، با وجود اینکه دوربینهای تلهای در سالهای ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۴ در ایران وجود داشت، کسی به پروتکلهای تخمین جمعیت یوزپلنگ توجه نکرد.
پس از این مطالعه که به مدت ۳ سال توسط مهندس جورابچیان و یک سال توسط مهندس همدانیان انجام شد، پژوهشگران توانستند بفهمند که کدام زیستگاههای ایران یوزپلنگ دارد. اما به خاطر اینکه مطالعه سیستماتیک سرشماری انجام نشده بود، تهیه عکسها از یوزپلنگ در مناطق مختلف ایران به کمک دوربینهای تلهای یک تصور اشتباه درباره تعداد یوزپلنگ در ذهن کارشناسان ایجاد کرد. در اوایل پروژه که معلوم نبود کدام مناطق ایران یوزپلنگ دارد، براساس نظر کارشناسی تخمین زده میشد که حدود سی یوزپلنگ در ایران باقی مانده است.
اما پس از ثبت بیشتر از دویست عکس از یوزپلنگ در مناطق مختلف ایران، کارشناسان به اشتباه تصور کردند که بیشتر از تعدادی که انتظار میرفت در ایران یوزپلنگ وجود دارد. غافل از اینکه دوربینهای تلهای به روش سیستماتیک استفاده نشده بود. در روش سیستماتیک سرشماری، تعداد عکسهای تهیه شده از یوزپلنگ در مناطق مختلف مهم نیست؛ بلکه باید عکسهای ثبت شده در یک منطقه را با هم مقایسه کرد و یوزپلنگهایی که در تصاویر خالهای شبیه به یکدیگر دارند را به عنوان یک فرد محسوب کرد.