قفسی شدن پرنده ها را به تربیت نادرست و فراموش شدگیشان نسبت می دهند. این پرنده ها درست اجتماعی نشده اند. به این شکل که هیجان خرید و حضور پرنده به سرعت برای صاحبش افت کرده و احتمالا به جز همان روزهای اول ورود، برای او وقت و انرژی نگذاشته است. صاحب و نگهدارنده این پرنده ها، قفس او را مانند یک کالای تزئینی در گوشه ای از خانه قرار داده و کاری جز گذاشتن دان و آب با او نداشته است.
در نتیجه این پرنده ها، در طول مدت همزیستی شان با انسان و خانه، تنها محیط قفس را دیده و هیچ معاشرتی با انسان نداشته اند. طبیعی است که به مرور فقط به قفسشان عادت کرده اند و به دلیل غریبگی ای که با افراد و خانه دارند، هیچ جایی غیر از قفس را برای خودشان امن نمی دانند. اینها به دنیای بیرون اعتماد ندارند چون برایشان ناشناخته و هولناک است. به خصوص اگر شلوغ هم باشد.
این در حالی است که برای حفظ سلامت جسمی و روانی پرنده خانگی نیاز دارد در فضایی بزرگ تر از قفس، یعنی خانه، اجازه پرواز داشته باشد و ضمنا از آنجایی که از معاشرین اصلی اش دور شده، جایگزینی برای معاشرت برایش فراهم شود. این نیاز به معاشرت، با اسباب بازی های فراوان و آب و غذا مرتفع نخواهد شد.
حالا فکر کنید پرنده ای که به این دلایل یا هر دلیل دیگری، قفسی شده، به خانه جدید منتقل و دارای صاحب یا صاحبان تازه شود. صاحب جدید، از همه جا بی خبر و با همان ذوق و شوقی که اغلب افراد موقع آوردن یک حیوان خانگی به خانه دارند، می خواهد پرنده را دستی کرده و از قفس بیرون بیاورد.
از آن طرف پرنده ای که فوبیای محیط باز و انسان دارد، علاوه بر استرس تغییر وضعیت و حضور افراد جدید در نزدیکی اش، یکهو با تمام آنچه از آن می هراسد، مواجه می شود. نتیجه چیزی نیست جز اینکه ترس و فوبیای پرنده بیشتر شده و نیاز و اعتمادش به قفس بیشتر. اما جای نگرانی نیست. اگر صبور باشید و روش درست را پیش بگیرید، می توانید ترس پرنده را از او بگیرید و رابطه دوستانه خوبی برقرار کنید. راه هایی که زیاد هم سخت نیست.