فردیناند (Ferdinand) یک پویانمایی رایانهای کمدی آمریکایی است. فردیناند نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم پویانمایی در نودمین دوره جوایز اسکار بوده است. این انیمیشن محصول سال ۲۰۱۷ کشور آمریکا و به کارگردانی کارلوز سالدانیا میباشد و توسط کمپانی Blue Sky Studios تولید شده است. جان سنا صدا پیشگی کارکتر فردیناند را برعهده دارد. فردیناند در ۸ دسمبر ۲۰۱۷ در جشنواره بین المللی فیلم دبی به نمایش گذاشت و در ۳ دسامبر ۲۰۱۷ در ایالات متحده آمریکا پخش شد و یکی از انیمیشنهای پر فروش سال ۲۰۱۷ میباشد و استقبال از این انیمیشن تا حدودی خوب بوده است بطوری که Blue Sky Studios توانست حدود ۲۹۶ میلیون دلار فروش داشته باشد در حال که هزینه ساخت این انیمیشن ۱۱۱ میلیون دلار بوده است.
داستان در مورد یک گاو نر به نام فردیناند است که تفاوتی بسیار بزرگی با سایر همنوعان خود دارد. فردیناند قلب مهربانی دارد و به گلها علاقهمند است. او دوستی با انسانها و سایر حیوانات را به مبارزه در رینگ ترجیح میدهد وهیچ علاقه ای به شرکت در مبارزات خصمانه و رقابت های گاوبازی ندارد و به جای آن دوست دارد در طبیعت بگردد و گل ها را بو کند و به واقع از هر چیز دیگری که گاوهای خشمگین مسابقه ای انجام می دهند، رویگردان است، در حالی که پدر فردیناند از انتخاب شدن برای حضور در مسابقات گاوبازی لذت می برده است. خود او با طبع آرام اش فقط در پی صلح است و در بزرگسالی هم روحیاتش را حفظ کرده و در عین حال وقتی صحبت از عزم راسخ به میان می آید، از هیچکس دیگری عقب نیست.
فردیناند در دوران کودکی خود که در گاوداری سپری می شود به دلیل محافظت ازگل و گیاه مورد تمسخر دیگر گوساله ها قرار می گیرد وعدم علاقه ی آن برای مبارزه کردن نشان داده می شود. پدر او برای مسابقات گاوبازی انتخاب می شود ولی سرانجام خوبی ندارد و فردیناند می فهمد که پدر خود را از دست داده است و تصمیم می گیرد که از مزرعه فرار کند.کارگران مزرعه به دنبال او می روند ولی موفق نمی شوند و فردیناد گم می شود ولی روز بعد توسط پدر و دختری پیدا می شود. آنها عاشق گل و گیاه هستند وآنها را پرورش می دهند و هر چند وقت یکبار در فستیوال گل شرکت می کنند.
فردیناند که عاشق گیاه می باشد به محل جدید علاقه مند می شود و کم کم به دختر کوچولو مزرعه عادت می کند.روز به روز بزرگتر و تنومند تر می شود تا روزی فرا می رسد که فستیوال گل می باشد و دختربه همراه پدرش قرار هست که به شهر بروند و گل های خود را به نمایش بگذارند. پدرعلارقم این چند ساله، با بردن فردیناند مخالفت می کند و تنها سگ خود را می برند. فردیناند به علت کنجکاوی و علاقه اش طاقت نمیاورد و به شهر می رود و کلی دردسر ایجاد می شود و توسط مردم به دام می افتد و آن را با کامیون به سمت گاوداری که در کودکی در آن زندگی می کرد،می برند. 
بعد از چند سال با گاو هایی که آن را مسخره می کردند روبرو می شود و همه مات و مهبوت می مانند و باور نمی کنند که او بسیار درشت و تنومند شده است. صاحب گاوداری بسیار امیدوار هست که او توسط ماتادور مسابقه گاوبازی انتخاب شود ولی فردیناند همچنان مخالف این است که به مبارزه بپردازد و تمام هدفش این است که از گاوداری فرار کند.ماتادور، فردیناند را انتخاب می کند. فردیناند تلاش می کند به سایر گاو ها بفهماند که زندگی آنها فقط محدود به مسابقه و کشتارگاه نیست و به آنها می گوید که در نهایت همه گاوهایی که به مسابقه می روند کشته می شوند ولی آنها باور نمی کنند.
سرانجام او به کمک بزی که در گاوداری زندگی می کند و همراه تعدادی جوجه تیغی نقشه فرار از گاوداری را می کشند و اقدام به فرار می کنند ولی فردیناند که بسیار قلب مهربانی دارد تصمیم می گیرد که برگردد و بقیه ی گاوها را هم همراه کند، همگی سوار بر کامیون می شوند و فرار می کنند، ولی در شهر به دلیل فداکاری فردیناند، او بقیه را فراری می دهد و خود در دام کارگران و صاحب گاوداری می افتد.او را به میدان گاوبازی می برند و وادار به مبارزه می شود. زمانی که مسابقه آغاز می شود فردیناند اصلا حمله نمی کند و فقط از خود در برابر حمله های ماتادور و سوارکاران بر اسب محافظت می کند، در نهایت جمعیت یک صدا از ماتادور می خواهند که او را نکشد و او هم مجبور می شود میدان مسایقه را ترک کند و گاو را نکشد. در نهایت دختر به همراه پدر خود، فردیناند و سایر حیوانات گاوداری که فرار کرده بودند را به مزرعه خود می آورند و همگی کنار یکدیگر شاد زندگی می کنند.
در این انیمیشن با سنت گاوبازی مقابله شده است و نشان می دهد که این سنت به گاو ها آسیب می رساند و در نهایت همه ی گاو ها از بین می روند. در واقع سعی می کند به مخاطبین بیاموزد که این سنت اشتباه است و هر ساله به دلیل برگزاری آن تعداد زیادی گاو بی گناه از بین می روند.

بعد از آن نوبت باندریاس ها می رسد. این سه نفر باید ۶ نیزه کوچک را وارد گردن گاو کنند تا کنترل آن بر حرکاتش به تدریج کم شود و به کلی از نفس بیفتد.