جاپت
نماد بزکوهی در تحولات تاریخی

نماد بزکوهی در تحولات تاریخی

به‌روزرسانی: ۱۳ تیر ۱۴۰۵

نقوش بسیاری از حیوانات در طول تاریخ بر روی دیوارها، بناهای تاریخی و معابد، ظروف و ابزار‌آلات مختلف، مهرها و… به روشنی حکایت از وجود تعاملی تگاتنگ میان انسان با جانوران پیرامونش دارد. علاوه بر نقش انکارناپذیر هر یک از جانوران در اکوسیستم و چرخه طبیعی، نقش آنها در تاریخ، فرهنگ و هنر و تاثیری که بر زندگی مردمان ایران زمین در طول تاریخ داشته اند نیز بسیار پر اهمیت و در خور توجه است.

قدیمی‌ترین نقش‌های صخره‌ای، نقاشی‌های روی سفال‌ها و اثر مهر‌های به جا مانده از دوران باستان به خوبی  نشان می‌دهند که نخستین انسان‌های شکارگر در فلات ایران با استفاده از نیزه، تیر و کمان، به‌ویژه با کمک سگ‌های شکاری تیزپایی که در اختیار داشته‌اند، انواع جانوران را برای استفاده از گوشت و پوستشان شکار می‌کردند (گلشن.علی.۱۳۹۳: ۳۷).

نقش مایه‌های سفالینه‌های پیش از تاریخ، که بر تارک موزه‌های بزرگ جهان می‌درخشند، نشانی از فرهنگ، هنر و اندیشه بالای انسان این دوره در سرزمین ایران دارند. بخش مهمی از سابقه نمادها و نقوش درفرهنگ و تمدن‌های مختلف بر پیکره آثاری نهفته است که به عنوان اسنادی معتبر مطالعه می‌شوند. از بدو خلقت همواره هنرمند با خلق اثر تلاش کرده است یک ارتباط عینی با دنیای پیرامون خود با مخاطب برقرار نماید و حامل پیامی به بیننده بوده است. در طی دوران نوع و کیفیت این ارتباط از نوع بصری به ارزش‌های اعتقادی و فرهنگی مبدل گشته است. تولستوی هنر را عالیترین تجلیات تصور ایزد در لذت روحی و معنوی برای انسان می‌داند.

نماد بزکوهی در تحولات تاریخیهمواره ارتباطاتی بین انسان و خدا وجود داشته که هنرمندان باستان آن را در غالب نمادها به تصویر آورده اند (کوپر.۱۳۷۹: ۱)٬که به نماد‌هایی همچون نیروی زندگی، نیروی فوق طبیعی، الوهیت، سلطنت، جنگجویی، پیروزی، ازدیاد محصول و باروری می‌توان اشاره کرد. همچنین ماهیت اسطوره‌ها نیز با بازنمایی نمادها در یک اثر هنری قابل مشاهده است. چرا که در گذشته دور، اسطوره‌ها انعکاسی بصری از ناتوانی انسان باستان نسبت به عدم آگاهی از علل واقعی حوادث و نیز تجسم احساسات جهت کاهش گرفتاری‌ها و یا اعتراض به رخدادهایی غیر عادلانه بوده اند (آموزگار.۱۳۸۰: ۱۸). با مطالعه آثار بجا مانده از دوران پیش از تاریخ ایران، پراکندگی زیادی در توضیع حضور نقش مایه بز کوهی در ایران باستان بوده است (افضل طوسی.۱۳۹۱: ۵۶) حضور این نقش را می‌توان در سنگ نگاره‌های دوران پارینه سنگی، میان سنگی و نوسنگی در ایران مشاهده نمود.

نخستین نشانه‌های هنری شامل کنده کاری بر استخوانها، نقاشی بر دیوار غارها و حکاکی بر صخره‌ها، تمایل انسان به توسعه باورهای دینی و آیین‌ها (ملک شهمیرزادی.۱۳۹۱: ۱۳۰)را نشان می‌دهد.

ایرانیان در ساخت ظروف منقوش از مهارت ویژه‌ای برخوردار بودند. با مقایسه ساخته‌هایشان با سرزمین‌های مشابه چنین بر می‌آید که نظایر ظروف منقوش ایرانی به ندرت شناخته شده است (دادوروهمکاران.۱۳۹۲: ۲). انسان در دوران پیش از ادبیات و قبل از اینکه بشر کتابت بداند از طرق ترسیم نقوش به جای خط، افکارش را منعکس می‌کرده است.

از آنجایی که سفال در ایران قدمتی بیش از ۰۰۰/۱۰ سال دارد، بی‌شک یکی از منابع مهمی که در این خصوص می‌توان نام برد سفالینه‌هایی است که در تمدن‌ها و فرهنگ‌های مختلف به هنر نقش بندی مزین شدند (میرزایی.داورزن.۱۳۹۴: ۵۴). با نگاهی به آثار یافت شده از ادوار کهن، در می‌یابیم که بیشترین نقوش جانوری که در آثار گذشتگان به چشم می‌خورد مربوط به سم داران است. با توجه به شواهد بدست آمده، احتمالا این جانوران اصلی‌ترین منبع غذایی و شکارهای متداول مردمان در ادوار مختلف بوده‌اند. تعدد و تنوع این نقوش با قدمتی چند هزار ساله، اهمیت و نقش پررنگ سم داران را در فرهنگ و تمدن و همچنین زندگی اقوام کهن ساکن در ایران را نشان می‌دهند (گلشن.علی. ۱۳۹۳:۳۸) .

نماد بزکوهی در تحولات تاریخیهنرمندان پیش از تاریخ تصورات خود رابر گل، سنگ و فلزدرقالب نقوش جانوری، خلق می‌کردند،که شاید این نقوش برای آنان نمادی از خدایان بوده است. در میان این نقوش، نقش مایه بز کوهی در سبک‌های متنوع بیش از دیگر حیوانات خود نمایی می‌کند. بزهای کوهی با شاخ‌های بلند در آثار و نقوش بدست آمده جایگاه ویژه و انکار ناپذیری دارد. تا کنون آثارمختلفی از شکل این بز به‌صورت واقع گرایانه یا تجریدی بر روی ظروف سفالی به جای مانده است. در این دوران حیوانات حامی و نگهبان، به‌عنوان «توتم» مورد پرستش قرار می‌گرفتند. غالبترین نقش حیوان توتمی در ایران باستان چهارپایان، به‌ویژه بز کوهی (فرهادی.۱۳۷۷: ۱۳۰) بوده است. حضورآن در مناسبات آیینی و مذهبی ونیز بازنمایی آن در اعتقادات و تصورات انسان امری بدیهی محسوب می‌شود. بز در آن دوره نمادی از رب النوع (نگهبان.۱۳۷۸: ۴۲۲) نیروی زندگی، خالق انرژی و نگهبان درخت زندگی، خدای باران (کوپر.۱۳۷۹: ۲۱۸) نمادی از ماه و به‌عنوان سرچشمه نزول باران، پیروزی، ازدیادمحصول و باروری بوده است (افضل طوسی وموسوی لر.۱۳۹۴: ۳۲). نماد بز کوهی بر سفالینه برجا مانده این دوران مبین این است که ظرف پرازنعمت و محصول دوچندان گردد. هنرمندان با این اعتقاد که بز فرشته حیات است، آن را با کاربری‌های باروری، باران، آب و پرورش، به‌صورت بصری و کاربرد روزمره، طرح‌هایی از بزکوهی بال‌دار را با درجه بالایی از زیبایی و کار هنرمندانه ترسیم نموده‌اند که قدرت پرواز خودمشخصه‌ای از ماهیت فرشته است که به اسطوره مشی و مشیانه نیز ارجاع داده شده است. این اسطوره بیانی از داستان آفرینش انسان از نطفه کیومرث است در قالب رویش گیاهی با دو ساقه (ریواس) سپس یافتن سیمای انسانی در کالبد گیاهی ساقه‌ها و آفرینش مشیا و مشیانه (مشیا و مشیانه نخستین جفت بشر در تاریخ اساطیریایران و از نطفه کیومرث هستند که \س از کشته شدن وی بر روی زمین زاده میشوندو وظیفه رهانیدن جهان ازشراهریمن را بر عهده دارند) که در دوران زندگی از شیر بز سپیدی استفاده می‌کردند (کارنوی.۱۳۸۳: ۵۱).این امر مبین اهمیت وجود بز درحیات و فرهنگ باستان در ایران است.

نماد بزکوهی در تحولات تاریخیتکنیک‌های منحصر به‌فرد اجرا شده در نقش مایه شاخ این حیوان در بزرگ‌نمایی و پیچیدگی‌های تجریدی حاکی از تقدس بز نزد مردم باستان بوده است.گاهی نیز بزرگنمایی شاخ‌ها نمایانگر اتمام دوران زن سالاری و پا کذاشتن به دورانی است که مردان نقش پررنگتری در معیشت، اقتصاد وتشکل‌های حکومتی را ایفا می‌کنند.

در نقوش گاها بین انحنای شاخ‌ها نقوش اضافه شده‌ای دیده می‌شود ،که این عناصرنمادهایی از زمین، خورشید، آب را تداعی می‌کنند که می‌تواند قدرت برتر این حیوان را در میان اساطیر باستان به رخ بکشد ونماد تسلط بر عناصر حیات را گوشزد می‌کند. یا بز‌هایی با شاخ‌های مواج که جریان آب را تداعی می‌کند. همچنین نقش بز کوهی سه قلویی که با تغییر در فرم پاهای حیوان سعی در انتقال مفهوم حرکت همراه با تکنیک تکرار،که گویای سبکی متغییر و حضور حرکت است که در آن، بازنمایی از هنر رئالیسم نمایان است. این نقش در لرستان حدود (۷۰۰ تا ۸۰۰ ق.م)مشاهده شده است. جنبه رب‌النوعی نقش بز در دوران تاریخی با ساده‌تر شدن نقوش حاکی از آن است که مردم آیین دیگری مانند زرتشت را رسمیت بخشیده‌اند لذا نقش اساطیری و مقدس جای خود را به نقوش تزیینی داد و ظروف با نقش یا فرم بز سبک و سیاق مصرفی و تزیینی صرف به خود گرفت.

منابع:

– گلشن.علی.(۱۳۹۳).نشانه هایی از دویست هزار سال همبودی انسان و جانوران در ایران زمین.موزه ملی ایران:۳۷-۳۸

– کوپر.جی سی(۱۳۷۹).فرهنگ مصور نمادهای سنتی.ترجمه ملیحه کرباسیان.انتشارات فرشاد.تهران:۱-۲۱۸

– آموزگار.ژاله(۱۳۸۰).تاریخ اساطیری ایران.انتشارات سمت:- ۱۸

– افضل طوسی.عفت السادات (۱۳۹۱).گلیم حافظ نگاره بز کوهی از دوران باستان.شماره ۲۱٫بهار۱۳۹۱:۵۶

– ملک شهمیرزادی.صادق(۱۳۹۱).ایران درپیش از تاریخ ایران.انتشارات سازمان میراث فرهنگی:۱۳۰

– میرزایی.کرم.داورزن.فهیمه.(۱۳۹۴).ساختارشکلی و فرم نقش مایه بز سفالینه های پیش از تاریخ.رشدآموزش هنر.دوره دوازدهم.شماره:۴: ۵۴

– فرهادی.مرتضی(۱۳۷۷).موزه هایی در باد.انتشارات دانشگاه علامه طباطبایی:۱۳۰

– نگهبان.عزت الله.(۱۳۷۸).حفاریهای مارلیک.(جلداول)انتشارات سازمان میراث فرهنگی:۴۲۲

– بهنود.مهسا.افضل طوسی.عفت السادات.موسوی لر.اشرف السادات.(۱۳۹۴).بررسی سیر تحول نقش بزکوهی در دوره ساسانیان.جلوه هنر.شماره:۱۶٫پاییز و زمستان:۱۳۹۵:۳۲

– کارنوی.آلبرت جوزف(۱۳۸۳).اساطیر ایرانی.ترجمه احمد طباطبایی.تهران.انتشارات علمی فرهنگی:۵۱

 

نویسنده: مرجان  ملابیرامی

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها

دیدگاه‌های برجسته

منتخب نظرات خوانندگان

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها