جاپت
مردی در فضای باز با تسبیح در دست، با مهربانی در حال نوازش یک گربه آرام؛ تصویری مفهومی از مهربانی و احترام به حیوانات در آموزه‌های اسلامی

حکم کشتن حیوانات در اسلام و نظر مراجع درباره موش، مار، سگ، گربه و اتانازی

به‌روزرسانی: ۵ مرداد ۱۴۰۵

فهرست مطالب این صفحه

دین اسلام در برابر آزار حیوانات سکوت نکرده و حیوان‌آزاری را از گناهان بزرگ برشمرده است. اما در کنار این اصل کلی، پرسش‌های کاربردی و روزمره‌ی زیادی هم مطرح می‌شود: آیا کشتن موشی که وارد خانه شده گناه دارد؟ تکلیف مار، کلاغ یا حیوان خانگیِ در حال مرگ چیست؟ برای پاسخ روشن به همه‌ی این‌ها، باید یک قاعده‌ی فقهی محوری را شناخت؛ قاعده‌ای که ریشه‌ی تقریباً تمام احکام این حوزه است: تفاوت میان حیوان «موذی» و «غیرموذی».

فقهای شیعه در بحث کشتن حیوانات، جانداران را بر پایه‌ی یک معیار اصلی از هم جدا می‌کنند:

  • حیوان غیرموذی (بی‌آزار): حیوانی که هم‌اکنون و در آینده‌ی قابل‌پیش‌بینی، ضرر یا مزاحمتی برای انسان ندارد؛ مانند کبوتر، گنجشک، گربه و سگ اهلیِ غیرِ هار. کشتن یا آزار چنین حیوانی بدون دلیل موجه، جایز نیست و از گناهان به‌شمار می‌رود.
  • حیوان موذی (آزاردهنده): حیوانی که هم‌اکنون آزار می‌رساند یا احتمال معقولی وجود دارد که در آینده مزاحمت، بیماری یا خطر ایجاد کند؛ مانند موش، مار خطرناک، عقرب و سوسک. کشتن این دسته، در صورتی که راه دیگری برای دفع ضررشان نباشد، اشکالی ندارد.

آیت‌الله مکارم شیرازی در استفتائی درباره‌ی همین موضوع تصریح کرده‌اند که اگر هیچ راه دیگری برای دور کردن این‌گونه جانداران وجود نداشته باشد، کشتن آن‌ها مانعی ندارد؛ در مقابل، کشتن یا آزار حیوان غیرموذی را دارای اشکال دانسته و حمایت از آن‌ها را پسندیده شمرده‌اند. ایشان افزوده‌اند که اگر حیوان غیرموذیِ کشته‌شده مالک داشته باشد، باید قیمت آن به مالکش پرداخت شود.

نکته‌ی مهم دیگر این‌که این جواز، محدود به زمانی است که خطر یا مزاحمتِ واقعی در کار باشد. اگر انسان در طبیعت و مناطق غیرمسکونی -مثل کوه و بیابان- با حیوانی موذی مثل مار روبه‌رو شود که هیچ تهدیدی برای زندگی و آرامش او ندارد، بنا بر روایات و حکم عقل، بهتر است از کشتن آن خودداری کند. حتی در روایتی از امام کاظم علیه‌السلام آمده که کشتنِ صرفاً برپایه‌ی ترس خرافی از پیامدهای احتمالی (نه خطر واقعی)، مطلوب سیره‌ی دینی نیست.

با این قاعده‌ی کلی در ذهن، حالا می‌توان سراغ پرسش‌های رایج‌تر رفت.

اینفوگرافیک حکم کشتن حیوانات در اسلام با مقایسه حیوانات موذی و غیرموذی، شرایط جواز کشتن، اصل احسان و نمونه‌هایی مانند موش، مار، گربه، سگ، کلاغ و مورچه.

حکم کشتن موش در اسلام

موش یکی از روشن‌ترین مصداق‌های «حیوان موذی» است؛ هم به بهداشت خانه آسیب می‌زند، هم ناقل بیماری است و هم مواد غذایی را آلوده می‌کند. بر همین اساس:

  • در استفتائات آیت‌الله مکارم شیرازی، موش در کنار عنکبوت، سوسک، مار و عقرب به‌صراحت در فهرست جانوران موذی قرار گرفته و پاسخ ایشان این است که اگر راه دیگری برای دور کردن این موجودات نباشد، کشتن آن‌ها اشکالی ندارد.
  • مقام معظم رهبری نیز در پاسخ به پرسش‌های شرعی مخاطبان درباره‌ی احکام محیط‌زیست، همین قاعده را یادآوری کرده‌اند: حیواناتی که آزار نمی‌رسانند نباید اذیت شوند، اما این حکم کلی استثنا دارد؛ اگر جانوری مانند موش یا سوسک داخل خانه واقعاً مزاحمت ایجاد کند یا ناقل میکروب و بیماری باشد، کشتن آن ایرادی ندارد. البته در همین پاسخ تأکید شده که سوزاندنِ حیوانات -حتی حیوان موذی- روش درستی نیست.

آیا کشتن موش با چسب موش (تله چسبی) اشکال دارد؟

این پرسش دقیقاً به «نحوه‌ی» کشتن برمی‌گردد، نه به اصل جواز آن. همان‌طور که گفته شد، کشتن موشِ مزاحمی که راه دیگری برای دفعش نیست، جایز است. اما اسلام در کنار این جواز، به رعایت «احسان» در نحوه‌ی کشتن نیز سفارش اکید کرده است. در حدیثی معروف و صحیح از شداد بن اوس، از پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل شده که خداوند نیکی و کمترین آزار را در هر کاری -از جمله کشتن و ذبح- بر انسان مقرر کرده و حتی به تیزکردن ابزار کشتن، برای کاستن از درد حیوان، توصیه شده است.

بر پایه‌ی همین اصل کلی، روش‌هایی که موش را برای ساعت‌ها زنده و گرفتار نگه می‌دارند -مانند برخی تله‌های چسبی- با روح این توصیه‌ی اسلامی همخوانی کمتری دارند و بهتر است تا حد امکان روشی انتخاب شود که مرگ حیوان سریع‌تر و کم‌دردتر باشد. تا امروز، استفتای مشخصی که به‌طور اختصاصی نام «چسب موش» را ذکر و حکم قطعی درباره‌ی آن صادر کرده باشد، به‌صورت عمومی منتشر نشده است؛ برای گرفتن پاسخ دقیق و شخصی، بهتر است همین پرسش را مستقیماً از دفتر مرجع تقلید خود بپرسید.

حکم کشتن مار؛ در خانه یا در طبیعت

حکم کشتن مار هم بر همان قاعده‌ی موذی/غیرموذی استوار است، با یک تبصره‌ی مهم درباره‌ی خطر جانی:

  • مار خطرناک و سمی که جان انسان را تهدید می‌کند: کشتن آن جایز، و در مواردی که تنها راه حفظ جان باشد، لازم است؛ چون حفظ جان از اهداف اصلی شریعت است.
  • ماری که در خانه یا محیط زندگی دیده می‌شود ولی به‌روشنی خطرناک نیست: بسیاری از فقها کشتن آن را هم از باب دفع مزاحمت احتمالی بلااشکال می‌دانند.
  • ماری که در طبیعت و دور از محل زندگی انسان دیده می‌شود و هیچ تهدیدی برای حال یا آینده‌ی او ندارد: بنا بر روایات و حکم عقل، بهتر است رهایش کنیم.

نکته‌ی جالب توجه این‌که، طبق روایتی، امام کاظم علیه‌السلام تأکید می‌کنند ملاکِ نکشتنِ مار نباید ترس خرافی از «تلافی» یا نحسی باشد؛ سنجه‌ی اصلی، وجود یا نبود خطر واقعی است.

آسان‌کشی (اتانازی) حیوان مریض یا در حال مرگ چه حکمی دارد؟

پرسش رایج دیگر، مربوط به حیوان خانگیِ در حال مرگ است: آیا برای کاستن از رنج او می‌توان با روشی مثل اتانازی به زندگی‌اش پایان داد؟

طبق پاسخ آیت‌الله هادوی تهرانی به همین پرسش، اگر حیوان از نوع غیرموذی باشد (مثل حیوان خانگی)، این کار جایز نیست؛ مگر آن‌که دلیل عقلانیِ موجهی مانند ضرورت بهداشتی یا جلوگیری از ضرر به انسان‌ها در میان باشد. صرفِ کاستن از درد حیوانِ محتضر، به‌تنهایی مجوز کافی برای پایان‌دادن به حیاتش نیست. ایشان توضیح داده‌اند که:

  • سوزاندن حیوانِ زنده به هیچ وجه جایز نیست، اما سوزاندنِ جسد پس از مرگِ طبیعی اشکالی ندارد.
  • دفنِ جسدِ حیوان واجب نیست.
  • این حکم میان انواع حیوانات خانگی -از جمله سگ اهلی- تفاوتی ندارد.

حکم کشتن کلاغ، مورچه و سایر جانداران


  • کلاغ: در برخی روایات، کلاغ در کنار انواعی از مار، شپش، عقرب و سگ هار جزو جانورانی ذکر شده که کشتنشان توصیه شده؛ عمدتاً به این دلیل که کلاغ گاهی به مزارع یا آشیانه‌ی پرندگان دیگر آسیب می‌رساند. با این حال، این تعمیمِ کلی محل بحث است و اصل اولیه همچنان حرمتِ کشتن حیوانِ بی‌آزار است، مگر آن‌که مزاحمت یا ضررِ مشخصی از یک کلاغِ خاص دیده شود؛ پس بهتر است به‌جای حکمی یکسان برای «همه‌ی کلاغ‌ها»، مزاحمت‌زا بودنِ واقعیِ مورد خاص ملاک باشد. (نکته‌ی جانبی برای زائران: طبق رساله‌های احکام حج، تیراندازی به کلاغ و زغن در حال احرام کفاره ندارد.)
  • مورچه: در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام آمده که کشتن مورچه، چه آزار برساند و چه نرساند، اشکالی ندارد؛ اما در کنار آن، توصیه‌ی اخلاقیِ قوی‌تری هم در روایات دیده می‌شود مبنی بر این‌که بهتر است تا وقتی مورچه مزاحمتی ایجاد نکرده، از کشتنش پرهیز شود. مقام معظم رهبری هم در پاسخی مشابه، کشتنِ مورچه‌های داخلِ خانه را در صورتِ ایجاد مزاحمت، بلااشکال دانسته‌اند.
  • زنبور عسل، هدهد، پرستو، فاخته، قورباغه: طبق روایاتی که در وسائل‌الشیعه نقل شده، معصومین از کشتنِ این پرندگان و جانوران به‌طور خاص نهی کرده‌اند؛ چون یا فایده‌ی مستقیم دارند (مانند زنبور عسل) یا آزاری به انسان نمی‌رسانند. در حدیثی دیگر آمده که هر حیوانی -پرنده یا غیرپرنده- که به ناحق کشته شود، روز قیامت از کشنده‌ی خود شکایت خواهد کرد؛ بر همین اساس، شکارِ صرفاً برای تفریح نیز نزد فقها جایز شمرده نشده است.
  • سایر حشرات موذی (سوسک، پشه، کک، عنکبوتِ خطرناک): اگر واقعاً مزاحمت یا ضرر ایجاد کنند، کشتنشان اشکالی ندارد؛ اما اگر آزاری نداشته باشند، بهتر است کشته نشوند.

جدول خلاصه: کدام حیوانات را می‌توان کشت؟

حیوان / مورد
حکم کلی
نکته
موش، سوسک، عقرب، مار خطرناک
جایز، در صورت نبودِ راه دیگر
حیوان موذی
مار بی‌خطر در طبیعت
بهتر است رها شود
تهدیدی برای انسان ندارد
کبوتر، گنجشک، گربه، سگِ اهلیِ غیرِهار
جایز نیست
گناه و احتمال ضمانِ مالی
حیوانِ مریضِ در حال مرگ (اتانازی)
جایز نیست، مگر ضرورت
نظر آیت‌الله هادوی تهرانی
کلاغ
محل اختلاف؛ عمدتاً در صورت مزاحمت
به مورد خاص توجه شود، نه تعمیم
مورچه، زنبور عسل، هدهد، پرستو، قورباغه
توصیه به نکشتن
نهی اکید در روایات
کشتن با روش‌های زجرآور (مثل سوزاندن)
مکروه و خلاف احسان
حتی برای حیوانِ موذی

آداب اسلامی در کشتن حیوانات: اصل «احسان»

فارغ از این‌که حیوانی موذی باشد یا حکم به کشتنش داده شود، اسلام یک اصل اخلاقیِ فراگیر دارد: در هر کاری -از جمله کشتن- باید به «احسان» و کمترین آزار پایبند بود. بر همین مبنا:

  • سوزاندنِ حیوانِ زنده، حتی حیوانِ موذی، نهی شده است.
  • در ذبح شرعی، تیزکردنِ کارد و تسریع در کار، برای کاهشِ دردِ حیوان سفارش شده است.
  • اگر چند روش برای دفعِ یک حیوانِ مزاحم وجود دارد، روشی که کمترین رنج را به همراه دارد، اولویت دارد.

کبوتری را از روی عصبانیت کشتم؛ حکمش چیست؟

در اسلام، آزار و کشتنِ بی‌دلیلِ حیوانِ غیرموذی -به‌ویژه اگر از روی خشم و بدون قصد باشد- از زشت‌ترین گناهان شمرده شده است. در حدیثی، فردی به نام ابا حمزه از روی خشم، کبوترانِ نوه‌اش را سر می‌برد و بعدها هنگام سفر حج، این کار را نزد امام باقر علیه‌السلام بازگو کرد. امام در پاسخ فرمودند که کارِ او زشت بوده، چون آن کبوتران با بال‌زدن، بچه‌ها را از آسیب دور می‌کردند و در پایانِ شب با صدای خود، اهلِ خانه را به نماز آگاه می‌کردند؛ و دستور دادند بابتِ هر کبوتر، یک دینار طلا صدقه دهد.

علمایی مانند مرحوم مجلسی و صاحبِ وسائل‌الشیعه، این دستورِ صدقه را حمل بر استحباب کرده‌اند، نه وجوب؛ یعنی اگرچه کفاره‌ی واجبی در کار نیست، پرداختِ صدقه در چنین مواردی کاری پسندیده و مستحب است.

در استفتای مشابهی، از آیت‌الله العظمی گلپایگانی (ره) پرسیده شده که آیا کشتنِ فجیعِ حیوانِ اهلی -مانند حبس و کتک‌زدنِ گربه، یا سربریدنِ کبوتر و کبکِ اهلی از روی خشم- دیه دارد؟ ایشان پاسخ داده‌اند که دیه ندارد، اما این نوعِ آزار، ظلم است و مکافاتش عذابِ اخروی خواهد بود.

اگر کسی از این کار پشیمان شده، توبه و طلبِ آمرزش از خداوند، راهِ جبران است. در پاسخ به پرسشی درباره‌ی جبرانِ گناهِ آزار یا کشتنِ حیوان نیز آمده که با توبه‌ی واقعی، این گناه بخشوده می‌شود؛ هرچند اگر مال یا حیوانِ متعلق به دیگری از بین رفته باشد، باید رضایتِ صاحبِ آن جلب و حقش ادا شود.

جمع‌بندی

قاعده‌ی محوری در فقهِ اسلامی درباره‌ی کشتنِ حیوانات، تفکیک میانِ حیوانِ موذی (آزاردهنده) و غیرموذی (بی‌آزار) است. کشتنِ حیوانِ بی‌آزار بدونِ دلیلِ موجه، گناه و گاه موجبِ ضمانِ مالی است؛ در حالی‌که کشتنِ حیوانِ موذی -مانندِ موش، مارِ خطرناک یا سوسک- در صورتِ نبودِ راهِ دیگر برای دفعِ ضررش، بلااشکال است. با این حال، حتی در کشتنِ مجاز نیز اصلِ «احسان» و کمترین آزار باید رعایت شود. برای احکامِ دقیق‌تر، متناسب با شرایطِ خاصِ خودتان، مراجعه به دفترِ مرجعِ تقلیدتان بهترین راه است.

این مطلب صرفاً جنبه‌ی اطلاع‌رسانی دارد و جایگزینِ استفتای مستقیم از مرجعِ تقلیدِ شما نیست.

سوالات متداول

خیر، اگر موش واقعاً مزاحمتی مانند آسیب به بهداشت یا مواد غذایی ایجاد کرده و راهِ دیگری برای دورکردنش نباشد. کشتنِ بی‌دلیل و صرفاً برای تفریح، جایز نیست.


اگر مار خطرناک باشد یا جانِ کسی را تهدید کند، کشتنش جایز و گاه لازم است. اگر در طبیعت و بدونِ تهدیدِ واقعی دیده شود، بهتر است رها شود.

طبق نظرِ آیت‌الله هادوی تهرانی، برای حیوانِ غیرموذی جایز نیست، مگر ضرورتِ عقلانیِ مشخصی مانند خطرِ بهداشتی در کار باشد.

نظرِ قطعی و یکسانی در این باره وجود ندارد؛ در برخی روایات جزو حیواناتِ قابلِ‌کشتن ذکر شده، اما بهتر است ملاک، مزاحمتِ واقعیِ همان کلاغِ خاص باشد، نه یک حکمِ کلی.

اصلِ کشتنِ موشِ مزاحم جایز است، اما اصلِ «احسان» در اسلام ایجاب می‌کند روشی انتخاب شود که کمترین رنج را به حیوان تحمیل کند. برای حکمِ دقیق و مصداقی، بهتر است از دفترِ مرجعِ تقلیدِ خود بپرسید.

حیواناتی که آزاری ندارند و در روایات به‌صراحت از کشتنشان نهی شده، مانندِ کبوتر، گنجشک، پرستو، هدهد، فاخته، زنبورِ عسل و قورباغه.

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها

فهرست مطلب

پیشنمایشی از کل مطلب

دیدگاه‌های برجسته

منتخب نظرات خوانندگان

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها