جاپت
فواید عجیب حیوانات خانگی برای کودکان

فواید عجیب حیوانات خانگی برای کودکان

به‌روزرسانی: ۱۳ تیر ۱۴۰۵

فهرست مطالب این صفحه

خیلی هایمان کودکی را کنار حیوانات گذرانده ایم. آنها گاهی اولین و شاید حتی بهترین دوستان مان بوده اند. بچه ها از بازی و همراهی با حیوانات لذت می برند، حالا چه همبازی شان یک ماهی قرمز کوچک باشد، چه یک سگ یا گربه یا یک اسب. اما این حیوان های دوست داشتنی فقط برای بازی و تفریح نیستند و گاهی حضورشان سودمندتر از این حرف هاست.

شاید کمی اغراق آمیز به نظر برسد اما تعامل با حیوانات خانگی به جز سرگرم کردن بچه ها و ساختن خاطرات بی نظیر برای آنها، می تواند به رشد جسمی، ذهنی، اجتماعی و احساسی شان هم کمک کند. اگر هزینه های نگهداری حیوانات در خانواده، ترس از آلرژی ها و بیماری ها، زحمت و خرج نگهداری از داشتن شان منصرف تان کرده، بهتر است برای تصمیم گیری جنبه های مثبت حضورشان در خانواده را هم در نظر بگیرید.

تاثیرات جسمی حیوانات خانگی بر بچه ها

حیوانات خانگی انگیزه ای برای رشد و پرورش مهارتهای حرکتی اند. بردن سگ برای هواخوری یا دنبالش دویدن در حیاط و پرتاب کردن توپ، هم راههایی عالی برای تمرین دادن سگ هستند و هم باعث می شوند بچه ها دست از خانه ماندن و بازی های نشسته و غیرمتحرک بردارند و تکانی به خودشان بدهند. برای تشویق کردن بچه ها به فعالیت های کوچک تر حرکتی می توان از آنها خواست توی ظرف غذای حیوان آب و غذا بریزند یا اجازه بدهید به تمیز و شانه کردنشان کمک کنند. البته بسته به سن کودک، پدر و مادر باید بر فعالیت ها نظارت کنند تا خطری برای بچه یا حیوان پیش نیاید.

تاثیرات اجتماعی حیوانات خانگی بر بچه ها

حیوانات خانگی به بچه ها کمک می کنند تا راحت تر با بقیه ارتباط برقرار کنند. بچه ها وقتی ببینند بچه دیگری با یک حیوان خانگی بازی می کند، علاقه بیشتری نشان میدهند که پا پیش بگذارند و با او تعامل کنند. به این ترتیب، حیوان می تواند مثل پلی باشد بین بچه های منزوی و غیر اجتماعی تر و بقیه همسن هایی که می توانند همبازی اش شوند.

خود حیوان خانگی هم به خاطر ذات رابطه اش با کودک می تواند سوژهای اجتماعی برای او باشد. حیوانات ما را همان طور که هستیم می پذیرند و باعث می شوند برای روابط اجتماعی تمرین ببینیم و آماده شویم.

کارلی ون ویلیگن تعریف می کرد که پسر ۵ ساله اش مورفی ناتوانی رشدی دارد و تا ۲ سال پیش که یک سگ به خانواده شان آورده بودند، اصلا متوجه دور واطرافش نبوده اما این موضوع با آمدن سگ به خانه تغییر کرده بود. «برای مدتی اصلا انگار سگ را نمیدید، تا اینکه یک روز در آشپزخانه که میدوید، خودش را سر داد و جلوی سگ ایستاد و شروع کرد به نوازش کردن حیوان. بالاخره یک روز هم شروع کرد به پرتاپ کردن توپش برای سگ.

اینکه حیوان توپ را برایش می آورد، به نظرش بهترین بازی دنیا بود. به نظر کارلی سگشان کمک زیادی به مورفی می کرد و کاری کرده بود او یاد بگیرد بیرون از خودش و نیازهایش هم جهانی وجود دارد.

حیوان می تواند مثل پلی باشد بین بچه های منزوی و غیر اجتماعی تر، و بقیه همسن هایی که می توانند همبازی اش شوند. خود حیوان خانگی هم به خاطر ذات رابطه اش با کودک می تواند سوژهای اجتماعی برای او باشد.

تاثیرات حیوانات روی احساسات بچه

حیوانات خانگی می توانند به خیلی از جنبه های رشد احساسی مثل اعتماد به نفس و حس مسئولیت کمک کنند. اینکه کودک با بزرگ تر شدن، مسئولیت بیشتری را برای مراقبت از حیوان برعهده می گیرد، به ساخته شدن اعتماد به نفس اش کمک می کند. البته این هم طرز تفکر نادرستی است که حیوانات خانگی به بچه ها مسئولیت پذیری یاد می دهند.

این پدرومادر هستند که به بچه مسئولیت پذیری یاد میدهند، حیوانات خانگی تنها بهانه خوبی برای آموزش اند. مسئولیتی که به بچه ها می دهیم باید متناسب با سن شان باشد. در سه سالگی بچه می تواند به ریختن غذا در ظرف حیوان کمک کند. در پنج سالگی می تواند به بعضی کارهای اولیه مربوط به نظافت حیوان و مرتب کردن جای زندگی اش کمک کند.

وقتی به اواسط دوران ابتدایی می رسند، می توانند کم کم خودشان به تنهایی حیوان را برای گردش بیرون ببرند و تا دوران نوجوانی دیگر بچه به احتمال زیاد می تواند مسئولیتهای زیادی را در قبال حیوان خانگی به عهده بگیرد. باید حواسمان باشد که وظایف را همیشه متناسب با سن بچه به او بسپاریم، این نه فقط برای سلامت حیوان که برای سلامتی جسمی و احساسی خود کودک هم مهم است.

آوردن یک حیوان به خانواده، تصمیمی نیست که به راحتی بشود گرفت. تعهد پذیری و قبول مسئولیت باید در درجه اول از سمت والدین باشد؛ چرا که در نهایت آنها هستند که مسئولیت نگهداری و آسایش حیوان را برعهده دارند. اما همین که تعهد را بپذیریم و حیوان مناسب را برای خانواده مان پیدا کنیم، تا سال ها از لذت و مزایای رابطه با حیوانات استفاده خواهیم کرد.

تاثیرات شناختی حیوانات

بچه ها با بزرگتر شدن ممکن است به نوع و نژاد خاصی از حیوانها علاقه نشان دهند. تشویق کردن بچه ها به اینکه درباره حیوان محبوبشان مطالعه کنند و در کلاسهای آموزشی همراه پدر و مادر و حیوان شان حضور پیدا کنند، می تواند به رشد شناختی کودک کمک برساند و میل به یادگیری را هم در او تقویت کند.

وقتی پیش دامپزشک می روید بچه ها را هم با خودتان ببرید، این بهشان اجازه میدهد که درباره مراقبت درست و سلامتی حیوانشان اسوال کنند. به بچه ها اجازه دهید درباره حیوان شان روی اینترنت مطالبی جستوجو کنند، اینترنت راه دیگری است که می تواند در مورد نیازهای خاص و ویژگیهای حیوان شان اطلاعاتی در اختیارشان بگذارد.

از این راه می توانند با کسان دیگری که صاحب حیوانی مثل خودشان هستند هم ارتباط برقرار کنند. البته این موضوع باید با نظارت درست از سمت خودتان انجام بگیرد. اگر حیوان موردعلاقه کودکتان اسب است اما ش ما در طبقه دوم یک آپارتمان زندگی می کنید، باز هم او را تشویق کنید که درباره اسبها تحقیق کند. حتی اگر بچه ها نتوانند حیوان مورد علاقه شان را داشته باشند، یادگیری درباره آنها برایشان ارزشمند است.

تشویق کردن بچه ها به اینکه درباره حیوان محبوبشان مطالعه کنند و در کلاسهای آموزشی همراه پدر او مادر و حیوان شان حضور پیدا کنند، می تواند به رشد شناختی کودک کمک برساند و میلا به یادگیری را هم در او تقویت کند

تاثیرات روان درمانی بر ذهن بچه ها

به دلیل پیوند خاصی که معمولا بین کودک و حیوان شکل می گیرد حیوان خانگی گاهی می تواند نقش دلداری دهنده و تسلی دهنده را بازی کند. از آنجایی که یک حیوان نگاهی قضاوت گربه رابطه ندارد، کودک آسیب دیده و ناراحت معمولا به یک حیوان خانگی بیشتر از آدمها اعتماد می کند. کارن هاوکینزیک مزرعه درمانی دارد که در آن روی کودکان و حیواناتی که نیاز به درمان دارند باز است. او که سابقه کار با بچه های پرورشگاهی دارد، شاهد بوده که حیوانات می توانند در زندگی این بچه های ضربه دیده چه معجزه ای باشند.

او تعریف می کند: «بعضی از این بچه ها هیچ حمایت کننده و بزرگ تری نداشته اند وقتی ازشان می خواهم که در پرورش حیوانات بی سرپرست مانده بهم کمک کنند، تجربهای شخصی در این زمینه پیدا می کنند و می فهمند که باید چطور ازشان حمایت می شده بچه هایی خشمگین، کج خلق و سرتاپا شرور – که بیشتر البته نوجوان ترها هستند- را دیده ام که کم کم در رفتار و روحیه شان نرم تر و آرام تر شده اند. اعتمادشان بیشتر شده است. آنها یاد می گیرند رازهایشان را با حیوانات در میان بگذارند و در نهایت وقتی حرف زدن برایشان راحت تر می شود، کم کم به من هم آنقدری اطمینان پیدا می کنند که حرف هایشان ما را به من هم بگویند.»

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها

فهرست مطلب

پیشنمایشی از کل مطلب

دیدگاه‌های برجسته

منتخب نظرات خوانندگان

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها