فاجعه ای مسکوت مانده از کشتار حیوانات خانگی در انگلستان طی جنگ جهانی دوم در کمتر جایی مورد بررسی قرار گرفته است.
شاید به سختی بتوان باور کرد که تصویر گذشته کشوری مانند انگلستان در مواجهه با حیوانات با امروز متفاوت باشد، اما این حقیقتی است که به تازگی با انتشار کتاب خانم کلر کمبل در انگلستان رسمیت بیشتری یافته است. ماجرا به جنگ جهانی دوم وحواشی پیرامون آن باز می گردد.
در آغاز جنگ جهانی دوم دولت انگلیس جزوهای را منتشر کرد که باعث کشتار گسترده حیوانات خانگی در این کشور شد. ظرف تنها یک هفته، حدود ۷۵۰ هزار حیوان خانگی در انگلیس کشته شدند. در مورد این موضوع زیاد صحبت نشده، اما کتابی که به تازگی منتشر شده ابعاد گسترده ای از این ماجرا را بازخوانی کرده است.
آنچه که درانگلیس به بروز چنین فاجعه ای انجامید، در نتیجه یک برنامه اطلاعرسانی عمومی اتفاق افتاد که واکنش شدید انگلیسییهای نگران را در پی داشت.
در تابستان ۱۹۳۹، یعنی درست پیش از شروع جنگ جهانی، کمیته حیوانات ستاد اطلاع رسانی حملات هوایی تشکیل شد. آنها اطلاعیهای بنام توصیه به صاحبان حیوانات تهیه کردند. در این جزوه آمده بود: در صورت امکان، پیش از وقوع شرایط اضطراری حیوانات خانگی خود را به خارج شهر ببرید. در پایان اطلاعیه آمده بود: اگر نمیتوانید آنها را به همسایگانتان بسپارید، بهتر است آنها را از بین ببرید.
این توصیه تقریبا در همه روزنامهها چاپ شد و رادیو هم آن را اعلام کرد. کلر کمبل، نویسنده کتاب حیوانات زیر آتش که به تازگی منتشر شده، میگوید: یک تراژدی ملی در حال شکل گرفتن بود. خانم کمبل داستانی از عمویش را به یاد میآورد: کمی پس از حمله آلمان به لهستان در رادیو اعلام شد که ممکن است مواد غذایی کمیاب شود. عمویم گفت که پدی، سگ خانواده، باید روز بعد از بین برده شود. پس از اعلان جنگ در روز ۳ سپتامبر ۱۹۳۹ (۱۱ شهریور ۱۳۱۸)، صاحبان حیوانات خانگی به دامپزشکان و محلهای نگهداری حیوانات هجوم بردند.
هیلدا کین، کارشناس تاریخ، میگوید: موسسات خیریه حیوانات، درمانگاه های خصوصی، انجمن پیشگیری از ظلم به حیوانات و بسیاری از دامپزشکان همگی با کشتن حیوانات مخالف بودند و از اینکه با شروع جنگ مردم حیواناتشان را جلوی در خانههایشان رها میکردند، بسیار نگران بودند.
خانه سگها و گربههای بترسی در سال ۱۸۶۰ افتتاح شد و از هر دو جنگ جهانی هم جان سالم بدر برد. یکی از سخنگویان این موسسه میگوید: بعد از شروع جنگ، بسیاری از مردم در تماس با ما خواهان کشتن حیواناتشان از سر ترحم بودند. صاحبان این حیوانات یا عازم جبهههای جنگ بودند، یا هدف بمباران قرار گرفته بودند، ویا در دوران جیرهبندی غذایی دیگر توان نگاه داشتن حیواناتشان را نداشتند. موسسه بترسی توصیه میکرد چنین اقدامات سفت و سختی انجام نشود و ادوارد هیلی- تات، مدیر وقت موسسه، با مردم مکاتبه میکرد و از آنها میخواست خیلی شتابزده عمل نکنند.
هیلدا کین نقل می کند که همه مردم باید یک سری کارهای مشخص را انجام می دادند؛ خارج کردن بچهها، نصب پردههای سیاه و کشتن گربه ها. در روزهای اول جنگ، بیمارستانها و درمانگاهها مملو از صاحبان حیواناتی بود که آنها را برای از بین بردن آورده بودند.
بعد از اولین موج بمباران لندن در سپتامبر ۱۹۴۰ (شهریور ۱۳۱۹)، افراد بیشتری تصمیم به از بین بردن حیوانات خانگیشان گرفتند. خیلیها دستپاچه شدند، اما برخی دیگر هم سعی در آرام کردن فضا داشتند. سوزان دی در روزنامه دیلی میرور نوشت: به خواب ابدی فرستادن حیوانات خاگی تصمیم بسیار غمانگیزی است. فقط در صورتی این کار را بکنید که واقعا ضروری باشد.
با نزدیک شدن جنگ، خانوادهها نگران تأمین غذای حیواناتشان شدند. اما جزوه دولت کار خودش را کرده بود. کریستی کمبل که در نوشتن کتاب جنگ بانزو به نویسنده آن کمک کرده، میگوید: به مردم گفته شده بود که حیوانات خانگیشان را بکشند و آنها هم این کار را کردند. ظرف یک هفته ۷۵۰ هزار حیوان خانگی کشته شدند. یک تراژدی واقعی و یک فاجعه تمام و کمال بود.
هیلدا کین، کارشناس تاریخ، میگوید که آنچه اتفاق افتاد راه دیگری برای اعلام شروع جنگ بود: وقتی خبر پخش شد، همه مردم یک سری کارها را انجام دادند؛ خارج کردن بچهها، نصب پردههای سیاه و کلفت، کشتن گربه. در دوران جنگ آنچه بیش از هر چیز حیوانات خانگی را تهدید میکرد، نه بمبها، که کمبود غذا بود. برای سگها و گربهها هیچ جیره غذایی در نظر گرفته نشده بود.
اما بسیاری از صاحبان حیوانات از عهده شرایط بر آمدند. پالین کاتن در آن موقع تنها ۵ سال داشت و به یاد دارد که با خانوادهاش ساعت ها در بازار در صف می ایستاد تا برای سیر کردن گربه خانگیشان گوشت اسب بخرد. موسسه بترسی با آنکه تنها چهار کارمند داشت، توانست در جریان جنگ به ۱۴۵ هزار سگ غذا بدهد و از آنها نگهداری کند.
در میان هیاهوی کشتار حیوانات خانگی عدهای نهایت تلاش خود را کردند که مانع این کار شوند. دوشس همیلتون، فعال نامدار حقوق حیوانات که بانویی ثروتمند بود در بیانیه ای اعلام کرد: ما در کشورمان به خانههایی برای نگهداری سگ و گربه نیاز داریم. در غیر این صورت این حیوانات از گرسنگی خواهند مرد و یا با گلوله کشته خواهند شد. او پول لازم را برای تأسیس پناهگاه حیوانات داشت. این پناهگاه یک آشیانه هواپیمای مجهز به تجهیزات گرمایشی در منطقه فِرن بود. دوشس کارکنانش را برای نجات حیوانات به محلات شرقی لندن میفرستاد. صدها حیوان ابتدا به خانه او برده میشدند.
در دورانی که آینده تا این حد مبهم بود، بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی نگران بدترین پیشامدهای ممکن بودند. پیپ داود، از متصدیان موزه ارتش، میگوید: مردم نگران بمبارانها و کمبود مواد غذایی بودند، و احساس میکردند که داشتن حیوان خانگی در دوران جنگ کاری تجملی و نادرست است. گروه دامپزشکی ارتش و برخی گروه های خصوصی تلاش کردند این باور را تغییر دهند، بخصوص که در جنگ به سگها نیاز بود.
نهایتا با توجه به رنجها و صدمات غیر قابل باوری که در نتیجه ۶ سال جنگ برای مردم پیش آمد، میتوان درک کرد که چرا به موضوع کشتار وحشتناک حیوانات خانگی کمتر پرداخته شده است.
کارشناسان امر معتقدند عموم مردم چندان از این ماجرا اطلاع ندارند، چون روایتی دردناک است. به علاوه این موضوع با تصویرارایه شده از انگلیسی ها بهعنوان ملتی دوستدار حیوانات همخوانی ندارد. آن ها دوست ندارند به یاد بیاورند که با بروز اولین نشانههای جنگ، سراغ سگ ها و گربهها رفتند و آنها را کشتند.
نویسنده: دکتر آنیا فراست
