اما در مورد میمونها چه چیزهایی میدانید؟ بهتر است کمی به معرفی آنها بپردازیم.
میمون یا Monkey، نام راستهای از پستانداران است که دارای حدود ۲۶۰ گونه میباشد. جالب است بدانید که انسانها هم یکی از گونههایی هستند که متعلق به راسته میمون ها میباشند. این جانواران یک ویژگی مشترک و مشخص دارند و آن هم نسبت بالای وزن مغز به وزن کل بدن میباشد. همه آنها از هوش فردی و اجتماعی بالایی برخوردار هستند و به خوبی میتوانند با همنوعان خود ارتباط برقرار کنند.

این جانوران معمولا پاهایی ناخن دار و دستهایی پنج انگشتی دارند که برای گرفتن اشیا سازگاری پیدا کرده اند. بدن اکثر آنها (به جز ناحیههای کوچکی) کاملا از موهای تیره پوشیده شده است و اکثر آنها معمولا روی درختان زندگی میکنند ( البته برخی از آنها مثل بابونها معمولا روی زمین زندگی میکنند).
جالب است بدانید که نخستیها در ابتدا فقط حشره خوار بودهاند اما به مرور زمان سبب کاهش جمعیت حشرات و کمیاب شدن آنها شدند. بنابراین رژیمهای غذایی جایگزین مثل گیاهخواری و در برخی موارد گوشتخواری در آنها ایجاد شد.
طول و وزن بدن میمونها بسیار متنوع است. به عنوان مثال بوزینه کوچک آمریکایی، دارای بدنی به طول ۱۱ سانتیمتر و وزنی در حدود صد گرم میباشد در حالی که برخی بیش از دو متر طول و در حدود ۱۵۰ کیلوگرم وزن دارند.
جالب است بدانید که میمونهایی را که در قاره آمریکا تکامل پیدا کردهاند، میمونهای دنیای نو و میمونهای دیگر مناطق جهان را میمونهای دنیای کهن مینامند.میمونهای دنیای نو معمولا دارای دمی بلند هستند که در حفظ تعادل کمک شایانی به آنها میکند ولی میمونهای دنیای کهن معمولا دم کوتاهی دارند یا اصلا دم در آنها مشاهده نمیشود و از هوش بیشتری برخوردار هستند.
طول عمر میمونها هم همانند جثه آنها بسیار متنوع است. کوچکترین میمون دنیا یعنی همان بوزینه کوچک آمریکایی، حداکثر ۱۲ سال عمر میکند در حالی که برخی از آنها ممکن است تا هشتاد سال عمر کنند.
این جانوران به دلیل ساختار خاص آناتومیک خود معمولا به خوبی میتوانند از شاخهای به شاخه دیگر بپرند و تعادل خود را حفظ کنند. در برخی موارد پرشهایی چندین متری از این جانوران گزارش شده است.
در هنگام پرش، شکل خاص دستها و پاهای به آنها کمک میکند که بتوانند به خوبی به شاخه مقصد متصل شوند و از آن جدا نشوند. از طرف دیگر برخی از بابونها با سرعت نسبتا زیادی میتوانند بدوند. بعضی از آنها با سرعت بالای خود به دنبال پرندگان میافتند و با یک جهش بلند، آنها در هوا میگیرند و از آنها تغذیه میکنند.

میمونها اغلب در روز فعالیت میکنند (روز کار هستند) و ساختارهای اجتماعی پیچیده ای در گلههای آنها مشاهده میشود. گله برخی از آنها (مثل دراز دستها) تنها از دو عضو تشکیل میشود و برخی دیگر از آنها (مثل بوزینه زشت درنده خوی آفریقایی) گلههایی با حدود چند صد عضو دارند. نرها معمولا نسبت به هم بسیار پرخاشگر هستند و نزاعهای فیزیکی و صوتی به فراوانی میان آنها مشاهده میشود. این نزاعها معمولا بر سر تعیین قلمرو یا مالکیت مادهها رخ میدهد.
هنگامی که یک نر و ماده در حال جفت گیری هستند، به شدت نسبت به اطراف خود حساس هستند و با کوچکترین تحریکی از سوی یک میمون دیگر، نزاعهای شدیدی پیش میآید. طول دوران حاملگی در میمونها بسیار متنوع است و نمیتوان عدد خاصی به آن نسبت داد. نوزادها از شیر مادر خود تغذیه میکنند و مادرها از بچههای خود به شدت در مقابل نرها و مادههای دیگر محافظت میکنند ( بارها مشاهده شده که مادهها، بچههای خود را روی کول خود سوار میکنند).
بعد از چند ماه، بچه میمونها کمکم مستقل میشوند و بهتنهایی به دنبال یافتن غذا میروند. بچهها هنگامی که به تازگی از مادر خود جدا شدهاند، به شدت آسیبپذیر هستند و بیشترین احتمال مرگ و میر برای آنها در همین دوره سنی وجود دارد.
میمونها دارای حس بویای ضعیفی هستند و این حس در آنها تحلیل رفته است. در عوض حس بینایی فوق العاده ای دارند و رنگها را به راحتی از هم تشخیص میدهند.
همچنین آنها برخلاف بسیاری از پستانداران که با سیبیل یا سر خود اطراف را لمس میکنند، با استفاده از ۲۰ انگشت حساس خود، به ملامسه محیط اطراف میپردازند و از این راه اطلاعات زیادی از محیط اطراف خود به دست میآورند.تعداد گیرندههای عصبی در نوک انگشتان آنها به نسبت دیگر جاهای بدنشان بسیار بیشتر است.